على محمدى خراسانى

243

شرح منطق مظفر (فارسى)

اعمّ يا مشهورات عامّه گويند چون عموم انسانها بدان معترف بوده و تصديق مىكنند و اين قسم هم از مشهورات بوده و هم از يقينيات به حساب مىآيد . ب : تأديبات صلاحيّه قسم دوم از اقسام شش‌گانهء مشهورات قضاياى محموده هستند كه به محمودات ، آراء محموده يا تأديبات صلّاحيه نيز خوانده مىشوند و اين‌ها قضايا و تصديقاتى هستند كه مشهور خاص‌وعام بوده و ممّا تطابقت عليها آراء العقلاء هستند ( همهء عقلاء عالم بر طبق آنها حكم دارند ) . سبب اين شهرت وجود مصلحت عامه و اجتماعيه و يا مفسدهء كذايى است . مثلا همهء خردمندان عالم قبول دارند كه عدل‌وداد ، حسن و بايستنى است ، چرا كه مصلحت اجتماع را در بردارد . يعنى به واسطهء عدل است كه نظام اجتماعى محفوظ مانده و مردم مىتوانند ادامهء حيات داده ، زندگى مسالمت‌آميز و انسانى داشته باشند . همچنين نظام زندگى انسان هم براساس عدل برپا است . همهء انسان‌هاى عالم ظلم را قبيح شمرده و شخص ظالم را سرزنش مىكنند ، زيرا ظلم داراى مفسدهء اجتماعى است و در سايه ظلم و تجاوزگرى نظام زندگى بشر به هم خورده و اين شيرازه از هم مىپاشد و حرث و نسل به تباهى كشيده مىشود . توضيح بيشتر : ما انسانها داراى اين ويژگى هستيم كه ( در برخى حيوانات هم اين خصيصه وجود دارد ولى در انسانها كاملا مشهود است ) اگر ديگرى براى ما كارى انجام دهد به مصلحت شخص ما تمام شود از آن فرد خشنود گرديده و متقابلا ما نيز درصدد جبران برآمده و مىكوشيم تا در فرصت مناسب ، آن كار خير را به مانند آن يا به وجه احسن پاسخ دهيم و به فرمودهء قرآن كريم : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ « 1 » كه استفهام تقريرى است يعنى : يعنى تقرير و امضاى حكم عقل است . و كمترين كارى كه انجام مىدهيم ، مدح‌وستايش زبانى است كه از احسان او قدردانى نموده و كار نيك او را بازگو مىكنيم . و متقابلا اگر كسى در حقّ ما بدى كند و با سخن يا عملش به مصلحت ما ضرر بزند كينهء او را به دل گرفته و در صدد انتقام و خنك كردن دل برمىآييم ( البته نوع انسانها چنين هستند ولى منطق انبياء

--> ( 1 ) . سورهء الرحمن / 60 .